حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
144
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
ياقوت گويد : هنگامى كه عبد اللّه بن زياد ، مسجد كوفه را ساخت بالاى منبر رفت و گفت : اى مردم كوفه ! من مسجدى براى شما ساختم كه تاكنون مانند آن بر روى زمين ساخته نشده است و براى ساختن هر ستون آن يكصد و هفده دينار صرف كردم و جز افراد سركش و حسود ، كسى آن را ويران نمىكند . از بشر بن عبد الوهاب قرشى ، مولاى بنىاميه كه در دمشق اقامت داشت ، روايت شده كه گفت : كوفه را اندازهگيرى كردهام ، مساحت آن 3 / 2 16 ميل مىباشد و در كوفه پنجاه هزار خانه از آن قبايل ربيعه و مضر و بيست و چهار هزار خانه از آن ساير عربها و سى و شش هزار خانه از آن يمنيها و فاصلهء ميان كوفه و مدينه حدود بيست روز راهپيمايى بوده است . و كويفه مانند جهينه محلى است نزديك كوفه و به فرزند عمر ( عبد اللّه بن عمر خطاب ) منسوب است ، صاغانى نيز اين چنين گفته است : سخن درست همان است كه در زبان عرب رايج است كه عربها به آن كويفه عمرو مىگويند و او عمرو بن قيس ، اهل اردكان مىباشد . هنگامى كه پرويز از بهرام گور شكست خورد ، پرويز نزد عمرو آمد و عمرو نيز به گرمى از وى پذيرايى كرد و زمانى كه پرويز خواست به كشورش باز گردد ، آن محل را به عمرو واگذار كرد . كوفان به فتح و ضم از ابن عباد نقل شده است . كوفه و كوفان بر وزن هيبان و جلسان به معناى شنى است كه به شكل دايره انباشته شده باشد و اين يكى از وجوه نامگذارى كوفه است ، سرزمينى دايرهاى شكل است . مىگويند : آن گروه در كوفان رها شدند . جوهرى گويد : تكوف الرمل تكوفا و كوفانّا بالفتح يعنى شنها گرد شد و همچنين درباره مردى گفته مىشود ، و تكوف الرجل يعنى آن مرد به كوفيان شباهت يافت يا به آنان منسوب شد و يا اين كه به كوفيان پيوست و راه و روش آنها را پيش گرفت . افزون بر آن ، كوّف الشيىء : بدان جهت داد . گفته شده : آن را گرد آورد . و كوف القوم يعنى به كوفه آمدند .